سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۵
عمل به آیه «و اعدوا لهم ...»، از لوازم آمادگی برای حاکمیت اهل‌بیت‌(ع) است

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین سید محمدعلی حسینی با اشاره به فراز «ونصرتی لکم معدّة»، گفت: عمل به آیه شصتم از سوره انفال، از مصادیق آمادگی برای برپایی حاکمیت اهل‌بیت‌(ع) می‌باشد.

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی حسینی از مبلّغان شهرستان آمل در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری با اشاره به نبرد تاریخی و تمدنی ایران با استکبار جهانی اظهار داشت: نظام مقدس جمهوری اسلامی برخاسته از دین مبین اسلام بوده است.

وی ابراز داشت: در فرازی از زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «و نصرتی لکم معدّة». همان گونه که نصرت اهل بیت (ع) به معنای نصرت دین و حاکمیت ارزش های الهی است، آمادگی برای یاری رسانی خاندان نبوت (ع) نیز در این جهت معنا می یابد. البته نصرت اهل بیت (ع) بایسته ها و لوازمی دارد که دو مورد از مهمترین آنها «آمادگی فکری و اعتقادی» از یک سو و «اطاعت پذیری از اهل بیت (ع)» از سوی دیگر می باشد.

کارشناس دینی بیان کرد: منظور از «آمادگی فکری و اعتقادی» یعنی ادراک جایگاه اهل بیت (ع) و گرایش قلبی به تفکر و مکتب حیاتبخش و آرمان متعالی آنان در زندگی است. این اعتقاد، زمینه را برای پذیرش حاکمیت اهل بیت (ع) و تحقق اهداف آنان آماده می کند. هر اندازه این ایمان و اعتقاد عمیق تر باشد، به همان میزان، آمادگی جامعه برای ایثار و فداکاری در راه رسیدن به اهداف مورد انتظار بیشتر خواهد بود.

وی تأکید کرد: «اطاعت پذیری از اهل بیت (ع)» شرط تحقق اصلاح اجتماعی است و اگر پذیرش اجتماعی نباشد، دست امام در اصلاحگری باز نخواهد بود. امیر مؤمنان علی (ع) خطاب به اهل بصره فرمود: اگر از من اطاعت کنید، حتماً شما را به خواست الاهی، رهسپار بهشت خواهم کرد، هرچند با دشواری های سخت و تنگناهای تلخ باشد. «فَإن أطَعتُمُونِی فَإنِّی حَامِلُکُم إن شَاءَ الله عَلَی سَبِیلِ الجَنَّةِ وَ إن کَانَ ذَا مَشَقَّةٍ شَدِیدَةٍ وَ مَذَاقَةٍ مَرِیرَةٍ»

أ. ضرورت آمادگی

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی حسینی با اشاره به فراز «و نصرتی لکم مُعدّة» در زیارت جامعه کبیره تصریح کرد: کلمه «مُعَدَّةٌ» بیانگر شدّت آمادگی مادی و معنوی است. در این فقره از زیارت جامع، بر لزوم آمادگی پیوسته برای یاری حق تأکید شده، همان گونه که قرآن کریم مؤمنان را به لزوم آمادگی فراگیر و گسترش بی وقفه آن، فراخوانده است: «و اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ و مِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ و عَدُوَّکُم»؛ هرچه در توان دارید، از نیرو و اسب های آماده تهیه کنید، تا با این تدارکات، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید. در این آیه، به افزایش قدرت و استطاعت، یعنی «قُوّه» سفارش شده که مطلق آمده و هرگونه آمادگی مادی و معنوی را دربرمی گیرد.

وی ابراز داشت: راز این تأکیدات، آن است که حق و باطل، پیوسته با یکدیگر در جنگ و ستیزند؛ نمونه روشن این درگیری را در زندگی پیامبران الاهی با طاغوتیان زمان در پهنای تاریخ می توان مشاهده کرد، ازاین رو پیروان حق همواره باید بر آمادگی و توان خویش بیفزایند، تا بتوانند در تعارض با اهل باطل، از حق حمایت و دفاع کنند.

مبلّغ شهرستان آمل با تأکید بر «غلبه نهایی جبهه حق» اظهار داشت: باید سهم خود را در این پیروزی جستجو کنیم. بر اساس آیات، سنت الاهی بر غلبه جبهه حق قرار گرفته است؛ در قرآن کریم می خوانیم:

أ. «کَتَبَ اللهُ لَاَغلِبَنَّ اَنَا و رُسُلی اِنَّ اللهَ قَویٌّ عَزیز؛ خدا بر خود واجب و لازم شمرده است که او و پیامبران وی بر قوای کفر غلبه کنند.»

ب. «بَل نَقذِفُ بِالحَقِّ عَلَی البـٰطِلِ فَیَدمَغُهُ فَاِذا هُوَ زاهِقٌ...؛ ما حق را بر باطل می زنیم و آن را نابود می سازیم؛ ناگهان باطل رفتنی و تباه شدنی است.»

ج. «اِنّا لَنَنصُرُ رُسُلَنا و الَّذینَ ءامَنوا فِی الحَیوٰةِ الدُّنیا؛ ما پیامبران و فرستادگان خود و افراد باایمان را در زندگی دنیا کمک می کنیم.»

د. «و لَقَد سَبَقَت کَلِمَتُنا لِعِبادِنَا المُرسَلین * اِنَّهُم لَهُمُ المَنصورون * و اِنَّ جُندَنا لَهُمُ الغـٰلِبون؛ اراده و مشیت ما به پیروزی پیامبران تعلق گرفته است؛ آنان کمک شدگان هستند و سپاه ما (سپاه توحید) پیروز است.»

وی افزود: برپایه این گونه آیات، در نبرد حق و باطل، سرانجام، حرکت کلی جهان به سمت غلبه حق و حاکمیت اهل بیت (ع) به پیش می رود و نقطه اوج پیروزی جبهه حق، در دوران ظهور حضرت مهدی (عج) خواهد بود که اسلام در جهان سیطره پیدا خواهد کرد.

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی حسینی تصریح نمود: نکته مهم دوم، توجه به نقش آفرینی و سهم ما در این پیروزی است. در این باره باید توجه داشت که خدای سبحان هیچ گاه دینش را رها نمی کند و از حمایت آن دست برنمی دارد، ازاین رو اگر مردم از حمایت دین حق دست بردارند، هرگز آیین حق نابود نمی شود، بلکه خدا از راه جایگزینی قوم فداکاری که با تمام قدرت در عزت بخشی اسلام و ذلّت کفر می کوشند، دینش را حمایت می کند: «یـٰاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا مَن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یَأتِی اللهُ بِقَومٍ یُحِبُّهُم و یُحِبّونَهُ اَذِلَّةٍ عَلَی المُؤمِنینَ اَعِزَّةٍ عَلَی الکـٰفِرینَ یُجـٰهِدونَ فی سَبیلِ اللهِ و لا یَخافونَ لَومَةَ لائِمٍ ذ ٰلِکَ فَضلُ اللهِ یُؤتیهِ مَن یَشاءُ و اللهُ وٰسِعٌ عَلیم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! هر کس از شما از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی رساند) خدا گروهی را می آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند و در برابر مؤمنان، متواضع اند و در مقابل کافران، سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد کرده و از سرزنش هیچ ملامت کننده ای هراس ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می دهد و (فضل) خدا وسیع، و خدا داناست.

وی بیان کرد: این لحن هشدارآمیز قرآن کریم، برای آن است که غلبه حق، مستلزم حمایت و نصرت انسآنهای حق خواه است، ازاین رو طرفداران جبهه حق همواره باید بر آمادگی خویش بیفزایند، زیرا در تحلیل چگونگی حرکت تاریخ و سرانجام درگیری حق و باطل، به این نکته اساسی باید عنایت کرد که در این تقابل، سهم وافر اراده های انسانی در این فرایند تعیین کننده و سرنوشت ساز بوده و هست، زیرا اراده ها در حرکت تاریخ اثر می گذارند؛ یعنی خدای سبحان به انسآنها اراده داده و اراده های انسانی در تحقق رخدادهای جهان به ایفای وظیفه می پردازند.

کارشناس دینی یادآور گردید: از آنجا که اراده انسانْ تابع فهم و ادراک و اندیشه اوست و انسآنها نیز از نظر نوع بینش متفاوت اند، اراده های انسانی نیز در دو جهت متفاوت به کار می روند، ازهمین رو حرکت تاریخ دو سمت می یابد و به دو جبهه قسمت می شود؛ در جبهه ای، اراده هایی عمل می کنند که بر محور عبودیت خدای سبحان و خضوع و خشوع و تذلل در برابر او قرار دارند؛ یعنی اراده های بشری در برابر اراده حضرت حق، تسلیم و خاضع و خاشع اند و هماهنگ با ربوبیت تشریعی خدای سبحان، اثر آفرینی می کنند. در جبهه ای دیگر، گروهی به سرکشی و استکبار و تعزّز در برابر خدای سبحان می پردازند. هر یک از این دو جبهه، در حرکت خود به دنبال گسترش خویش است، ازاین رو حق با باطل در تاریخ درگیر می شود.

وی گفت: در این تقابل، همه اراده های پیروان جبهه حق و باطل، یکسان و یکنواخت و در عرض هم نیستند، بلکه جریان اراده ها در گستره تاریخ، متفاوت اند: بعضی از اراده ها، محوری اند که تأثیر جهانی به دنبال دارد و در کلّ یا بخش مهم تاریخ اثرگذارند؛ یعنی گذشته و آینده حرکت تاریخ، تحت تأثیر آنها قرار دارد. در حقیقت، این گونه اراده ها فرازمانی اند که در مقیاس کل تاریخ، حضوری اثرگذار دارند. در برابر، برخی اراده ها تبعی اند و تأثیر آنها در فرایندهای تاریخی کمرنگ و محدود است؛ این اراده ها حرکت دسته ای کوچک را در زمان خاص مدیریت می کنند.

حجت الاسلام و المسلمین حسینی اظهار داشت: مثال روشن برای اراده هایی که محور کل حرکت تاریخ تحت تأثیر آنها واقع می شود، اراده انبیا و اولیای الاهی است که در بستر تاریخ در برابر کفر و استکبار قرار داشته و اشتداد و قوّت دیگر اراده ها از اراده آنان است. پرچمدار اصلی جبهه حق نیز وجود مقدّس نبی اکرم (ص) و امامان اهل بیت (ع) هستند که بر اساس معارف شیعی، معرفت و عبودیت و پرستش الاهی، در پرتو رهنمودها و تعلیمات آن انوار مطهر ممکن شده، حتی دیگر انبیای الاهی از جهت ملکوت و فوق تاریخ زمینی نیز تحت اشراف و ولایت آن ذوات مقدّس قرار دارند. در جبهه باطل نیز این تفاوت نسبی هست.

وی تأکید کرد: در نبرد بی امان جبهه ایمان و کفر، گرچه اراده های انسانی حضور دارند و در چگونگی حرکت تاریخ مؤثرند، باید دانست حرکت های جزئی بر محور اراده هایی شکل می گیرند که بر کلّ تاریخ اثرگذارند و سمت و سوی جریان کلی جهان بر اساس مشیت بالغ خدای سبحان خواهد بود و انسآنها نمی توانند قوانین کلی خلقت را که ظهور مشیت حکیمانه الاهی اند تغییر دهند، بلکه اراده آنها در چارچوب همین قوانین عمل می کند و در دل این قوانین و در پیروی از آنها، برای این اراده ها نیز سطحی از تأثیر نهاده شده و بر همین اساس، درگیری های حق و باطل در تاریخ روی می دهند، زیرا سنت الاهی بر این استوار است که هم جبهه حق، هم جبهه باطل، به میزان مشیت الاهی از جهت تکوینی (نه تشریعی) مأذون باشند و متناسب با مشیت تکوینی الاهی یاری شوند؛ یعنی مشیت بالغ الاهی متناسب با حرکت همگان، هر دو جبهه را کمک می کند: «کُلًّا نُمِدُّ هـٰؤُلاءِ و هـٰؤُلاءِ مِن عَطاءِ رَبِّکَ و ما کانَ عَطاءُ رَبِّکَ مَحظورا؛ هر دو دسته؛ اینان و آنان را از عطای پروردگارت مدد می بخشیم و عطای پروردگارت از کسی منع نشده است.»

مبلّغ شهرستان آمل افزود: بر این اساس، در نبرد جبهه توحید و کفر، غلبه نهایی بر محور اراده عبودیت و ایمان شکل می گیرد. پایان این روند در دنیا، چیرگی تمدّن الاهی بر تمدّن مادّی است، زیرا جریان تمدّن ها چیزی جز جاری و ساری شدن اراده های انسانی در امور عادی و اسباب پایین تر، از جمله فاعل های طبیعی که خدا آنها را مسخّر اراده های انسانی نهاده، نیست. وقتی اراده های انسانی درهم تنیده می شوند، سامان می یابند و این نظام، شکل تاریخی می گیرد و ابعاد مختلف حیات اجتماعی انسان را، اعم از سیاست و فرهنگ و اقتصاد، شکل داده و هماهنگ می کند؛ سپس در طبیعت جاری می شود و فاعل های مسخّر را هم آغوش و با خودش هماهنگ، همراه و هم جهت کرده؛ آن گاه تمدّن پدید می آید، بنابراین آنچه در پایان ظهور می کند، تمدّن الاهی بر محور عبودیت و ولایت است.

وی بیان کرد: باید دانست تقابل اصلی، گرچه میان جریان حق و باطل و ایمان و کفر است، این بدان معنا نیست که در درون خود جریان کفر و استکبار و شیطنت درگیری رخ نمی دهد، بلکه خود این جریان نیز بر سر پرستش دنیا، استعلا و سیطره طلبی با یکدیگر شدیداً درگیرند، چنان که قرآن می فرماید: «تَحسَبُهُم جَمیعًا و قُلو بُهُم شَتّی»؛ شما جبهه کفر و استکبار و نفاق را به ظاهر یکپارچه می بینید، درحالی که دل ها و اهداف و منافع آنان گوناگون اند، ازاین رو بسیاری از درگیری ها در جهان به اردوگاه های درونی جبهه کفر و استکبار برمی گردند؛ لیکن اصلی ترین درگیری در دنیا که حرکت کلی تاریخ را شکل می دهد، نزاع حق و باطل و کفر و ایمان است.

حجت الاسلام و المسلمین حسینی خاطرنشان کرد: بر پایه قرآن کریم، نقش آفرینی مثبت در تغییر روند تاریخ، مستلزم آمادگی در دو بُعد نرم افزاری و سخت افزاری است؛ برای نمونه، آیات «اِنَّ اللهَ لا یُغَیِّـرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم» ؛ «ذٰلِکَ بِاَنَّ اللهَ لَم یَکُ مُغَیِّـرًا نِعمَةً اَنعَمَها عَلی قَومٍ حَتّی یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم و اَنَّ اللهَ سَمیعٌ عَلیم» آیه شریفه زیربنای تغییرات اجتماعی را، تغییر درونی انسآنها معرفی می کنند و می رسانند دیگر شئون و نظامات زندگانی بشر، وقتی تغییر خواهند کرد که وضع نفسانی درونمایه های انسآنها تغییر یابند و آن گاه سرنوشت جامعه تحول می یابد.

وی افزود: از دو آیه یادشده به دست می آید که اراده تکوینی خدای سبحان در تغییر اوضاع اجتماعی، به رفتار بشر وابسته است؛ یعنی خدا هیچ گونه تغییر ارادی را عملی نمی سازد، مگر اراده جامعه انسانی بر آن تعلّق گیرد؛ یعنی شرط تغییر اوضاع کلی، نوع رفتار بشر است و انسآنها می توانند با اصلاح نگرش و رفتارشان زمینه تغییر و تحوّل اجتماعی را نیز فراهم آورند، بنابراین، تحلیل قرآنی مسئله نیز بیانگر مشروط بودنِ این تبدّل و تغییر، به خواست و تلاش انسآنهاست.

کارشناس دینی تصریح کرد: بر اساس آیات قرآن، ایجاد تغییر و تحوّل بنیادین و تبدیل سرنوشت جامعه، عوامل و مقدماتی نیاز دارد که ایجاد آنها به دست انسان است و تا آنها تحقّق نیابند، اراده الاهی نیز به تغییر و تحوّل، تعلّق نخواهد گرفت، بلکه برای تعلق اراده الاهی انسآنها بایستی با اقدامات سازنده خود زمینه تغییر ریشه ای را به وجود آورند، ازاین رو شناخت عوامل تغییرات تاریخی و اجتماعی، بی توجّه به مبادی و مقدمات آن، شدنی نخواهد بود.

وی بیان کرد: بحث از لزوم آمادگی جامعه برای نصرت اهل بیت (ع) نیز در این فضا تبیین می پذیرد؛ یعنی کمک به ایشان آن گاه مفهوم می یابد که این دو گونه تبدّل و تغییر در بینش و رفتار پیروان آنان نهادینه شوند، تا زمینه های تحول فراگیر در جامعه فراهم گردند، پس آنچه در بحث آمادگی و نصرت مکتب اهل بیت (ع) دو چندان اهمیت دارد، آمادگی و اثرپذیری پیروان حق در تغییر مسیر تاریخ به سود جبهه حق است، زیرا مهم آن است که جایگاه و نسبت جامعه در این فرایند مشخص گردد و امت اسلامی نیز از عواملی باشد که در نصرت، پیروزی و شکل گیری حاکمیت حق نقش دارد.

حجت الاسلام و المسلمین حسینی اظهار داشت: آمادگی برای نصرت امامان معصوم (ع) مستلزم تلاش برای احیای امر آنان است و این همان مطالبه فراگیر است که ائمه (ع) شیعیان خود را بدان فراخوانده اند و کسی را که به این وظیفه الاهی خویش اهتمام ورزد، بهره مند از رحمت الاهی دانسته اند. عبدالسلام هروی گوید که امام رضا (ع) فرمود: «رَحِمَ الله عَبداً أحیا أمرَنَا فَقُلْتُ لَهُ: وَ کَیفَ یحْیی أمْرَکُمْ؟ قَالَ: یتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ یعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإنَّ النَّاسَ لَو عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا؛ خدا رحمت کند بنده ای را که امر ما را زنده بدارد! عرض کردم: چگونه امر شما را زنده بدارد؟ آن حضرت فرمود: علوم ما را فرا گیرد و به مردم بیاموزد، زیرا اگر مردم به زیبایی های گفتار ما آگاهی یابند، حتماً از ما پیروی می کنند.»

وی افزود: امام باقر (ع) نیز به خیثمه فرمود که سلام ما را به دوستانمان برسان و سپس فرمود: «رَحِمَ الله عَبداً أحیا أمرَنَا»؛ در این حدیث «احیای امر اهل بیت» با توجه به صدر و ذیل روایت، احیای اندیشه امامت ایشان در جوامع غیر شیعی و عمل به رهنمودهای آن بزرگواران در میان پیروانشان است.

کارشناس دینی یادآور گردید: برای حاکمیت مکتب اهل بیت (ع) باید بسترهای طبیعی و منطقی رسیدن به این هدف فراهم شوند و بشر برای نجات خویش تنها به رهبر معصوم بیندیشد و برای استقبال از ظهور حضرت مهدی موجود موعود (عج) آماده شود و به سمت و سوی آن اسوه پاکی روی آورد و از او سراغ بگیرد و نشان وی را بجوید، چون تنها اوست که می تواند عدالت جهانی را بگستراند و فقط وی با آگاهی از ابعاد وجودی و ارتباط های پیچیده و گسترده انسان با دیگران و طبیعت و جهان هستی، می تواند استعدادهای عظیم جامعه را در مسیر رشد و کمال رهبری کند، پس تا جامعه بشری آمادگی لازم برای پذیرش برنامه های آن حضرت را نداشته باشد، خدا ظهور ایشان را عملی نخواهد کرد.

وی ابراز داشت: این آمادگی در دو سطح عام و خاص تبیین می پذیرد؛ «آمادگی عام»، یعنی حضور نسبی عموم بشر برای پذیرش امر ظهور؛ این آمادگی وقتی پدید خواهد آمد که اولاً افکار عمومی مردم رشد کافی پیدا کند، تا بتوانند بر اثر بلوغ فکری به داوری درست دست یابند؛ وگرنه داوری بشر ناقص خواهد بود، پس بایستی مردم از نظر آگاهی رشد کنند تا بتوانند در مورد موضوعات مهمی نظیر تصمیم گیری درباره چگونگی نظام حکومتی، درست حکم کنند. ثانیاً بشر با گذشت زمان، سیستم های حکومتی و الگوهای مختلف را تجربه کند و آثار و نتایج آن را عیناً ببیند و نقطه های ضعف، چالش ها و بن بست های هر کدام در گذر زمان روشن شوند؛ ثالثاً پس از تجربه روش ها و نظام های گوناگون حکومتی، بشر نسبت به حکومت های غیر الاهی به مرحله ناامیدی برسد و به بطلان آنها پی ببرد و به سوی حضرت ولیّ عصر (عج) روی آورد.

مبلّغ شهرستان آمل افزود: «آمادگی خاص»، به جامعه منتظر شیعی و تلاش زمینه سازانه آنان برای ظهور نگاه دارد. بی شک، مقدمات و بسترهای لازم برای ظهور، نیازمند فراهم سازی است و مردم موظفاند این زمینه ها را آماده کنند. براین پایه، انتظار ظهور و آرزوی رسیدن به حکومت مهدوی (عج) بی اهتمام به عملکرد منتظران و عوامل زمینهساز رخداد ظهور، بی اثر خواهد بود.

وی بیان کرد: پیداست تا اندیشه انتظار با اقدامات زمینهساز همراه نباشد و از حالت ذهنی به جریان اجتماعی و روش غالب در جامعه تبدیل نشود و رنگ و بوی انتظار، در تربیت و فرهنگ و سلوک عمومی جامعه آشکار نباشد، آثار و برکات آن نیز در جامعه پدیدار نخواهند شد، ازاین رو پیامبر اکرم (ص) در وصف منتظران ظهور حضرت مهدی (عج) فرمود: «طُو بَی لِمَن أدرَکَ قَائِمَ أهلِ بَیتِی وَ هُوَ یأتَمُّ بِهِ فِی غَیبَتِهِ قَبلَ قِیامِهِ وَ یتَـوَلَّی أولِیاءَهُ وَ یعَادِی أعدَاءَهُ ذَاکَ مِن رُفَقَائِی وَ ذَوِی مَوَدَّتِی وَ أکرَم أُمَّتِی عَلَیَّ یومَ القِیامَة» خوشا به حال کسی که زمان قائم اهل بیت مرا ادراک کند، درحالی که پیش از فرا رسیدن قیام او و در زمان غیبتش پیرو وی بوده و دوستانش را دوست داشته و با دشمنانش به دشمنی برخاسته است؛ چنین کسانی در بهشت از رفیقان و همراهان من و از مهر و محبّت من بهره مند خواهند بود و با من در زمره گرامی ترین افراد امت محشور خواهند شد.

ب. آمادگی و انتظار

حجت الاسلام و المسلمین حسینی اظهار داشت: «آمادگی» از لوازم «انتظار» است و میان این دو شیء تلازم است؛ به گونه ای که آمادگی و تلاش برای فراهم سازی زمینه های ظهور، در معنا و ماهیت انتظار نهفته است، زیرا معنا ندارد کسی خواهان دگرگونی عظیم جهانی باشد و ظهور آخرین نجاتبخش جهان را لحظه شماری کند؛ اما خود سهم و نسبتی با آن نداشته باشد و در این زمینه اثرگذار نباشد، بنابراین انتظار با آمادگی برای رسیدن به هدف معنا می یابد. بر پایه فرهنگ اهل بیت (ع) نیز انتظار از سنخ عمل است که از باور عمیق به حاکمیت مکتب ایشان در دوران ظهور حضرت مهدی (عج) برخاسته است، چنان که امام جواد (ع) پس از معرفی امام مهدی (عج)، انتظار ظهور آن حضرت را برترین عمل شیعیان برشمرد: «أفضَلُ أعمَالِ شِیعَتِنَا انتِظَارُ الفَرَج» بنابراین انتظار، صرف ایمان و اعتقاد نیست، بلکه سلوکی مؤمنانه و ایمان و باوری است که رفتار شخص منتظر را در جهت هدف مورد انتظارش توجیه پذیر می کند. براین اساس، مفهوم انتظار، گویای حضور عینی و تلاش عملی به هدف تغییر وضع موجود برای تحقق هدفی بزرگ است؛ تحوّلی که به زمینه سازی و فراهم شدن شرایط نیاز دارد. قوّت و شدّت چنین انتظاری نیز وابسته به میزان تمهیدات و دستمایه های لازم برای تحقق «منتَظَر» خواهند بود. از این نظر، انتظار ظهور، با عمل تلازم معنوی دارد و در عرصه های سیاسی و اجتماعی، بحث انتظار با آمادگی و تلاش برای فراهم آوردن مقدّمات حکوت مهدوی کاملاً آمیخته است؛ به گونه ای که سخن از انتظار و آرزوی رسیدن به آرمان ظهور، بدون توجه به عوامل بسترساز رخداد ظهور، بی معنا خواهد بود.

وی افزود: همه سفارش های پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) درباره اهمیت انتظار ظهور، با هدف ایجاد انگیزه و حرکت برای آماده سازی زمینه های حاکمیت کامل دین و فرا رسیدن وعده الاهی در تحقق ظهور آن حضرت هستند، زیرا معقول نیست جامعه ای دارای اهداف و تعلّقات آرمانی بزرگ باشند؛ اما در مورد این اهداف، کوشا نباشند. پویایی اندیشه انتظار و ارتقای آن از حالت اعتقاد، به رویکردِ فراگیر اجتماعی، به تلاش و فرهنگ سازی عمومی نیاز دارد، ازاین رو ترویج و تعمیق اندیشه انتظار و بازشناسی و تبیین ابعاد سازنده و کارکردهای آن برای مردم، از دیگر بایسته ها شمرده می شود، تا از این رهگذر، اندیشه بالنده انتظار، به منش و فرهنگ عمومی در جامعه تبدیل شود و آثارش در همه عرصه ها نمایان گردند.

کارشناس دینی بیان کرد: در این زمینه اهتمام افراد و نهادهای اجتماعی فرهنگی به وظایف خویش و تلاش آنان برای فراهم سازی زمینه اقبال عمومی به حکومت عدل جهانی مهدوی، مهم ترین شرط تحقق ظهور شمرده می شود، ازاین رو ترویج و گسترش اندیشه انتظار و فراهم آوردن بسترهای لازم برای شکل گیری جامعه منتظر ظهور، نیازمند حرکت فرهنگی فراگیر است، زیرا تا اندیشه انتظار ظهور، به فرهنگی جامع تبدیل نشود و در تربیت و سلوک مردم جامعه اثربخش نباشد، آثار و برکات آن نیز پدیدار نخواهند شد. هرگاه این رویکرد در قالب جریان فکری غالب، در جامعه نهادینه شود و مردم با رغبت بدین سو حرکت کنند، انتظار به صورت فرهنگ، وارد زندگی فردی و اجتماعی شده و نگرش عموم جامعه را متناسب با این رویکرد، تغییر خواهد داد.

ج. رسالت شیعه در ایجاد آمادگی جهانی

حجت الاسلام و المسلمین حسینی اظهار داشت: از ابعاد مهم آمادگی برای نصرت اهل بیت (ع) بُعد جهانی آن و رسالت جهانی شیعه در این مورد است. بی شک، اندیشه شیعی، این خاستگاه عقیده مهدویت و ظهور، وظیفه ترویج و گسترش این باور را برعهده دارد و امروزه با توجه به امکانات موجود در انتقال سریع و نامحدود پیام حیات آفرین این اندیشه الاهی به مخاطبان از یک سو، و نیاز فزاینده افکار عمومی به یک اندیشه نجاتبخش و آینده ساز از سوی دیگر، زمینه های بسط اعتقاد به ظهور منجی موعود به عنوان ایده جهانی، بیش از هر زمان دیگری مهیاست و این امر، مسئولیت نخبگان و اندیشوران شیعی را سنگین تر می کند. این بار مسئولیت، برخاسته از تغییر شرایط حاکم بر جامعه شیعی و تفاوت وضعیت امروز با گذشته است: در گذشته، موضوع انتظار ظهور و پایان یافتن غیبت حضرت مهدی (عج) به عنوان موضوعی اعتقادی و باوری مذهبی شناخته می شد که آثار امیدبخش آن، جایگاه ایدئولوژیک شیعه را تحکیم بخشیده و تا حدّ بسیاری از آسیب پذیری آنان کاسته، و شیعه را در مقابل سیاست های حذفی و سرکوب گرایانه حکّام جور در پهنای تاریخ، مقاوم و ثابت قدم نگه داشته بود. پیش تر، لزوم حفظ هویت مذهبی شیعه در مقابل چالش ها و برخورد حذفی مذاهب دیگر و حکّام وقت، جامعه شیعی را به رویکرد درونگرا و جَدَلی کشانده بود و به عنوان گروه مخالف و ناسازگار با حُکّام و سلاطین زمانه که همواره نافی مشروعیت حکومت آنان اند، شناخته می شد؛ اما امروز با توجه به موقعیت جاافتاده و تأثیرات تفکر شیعی درجهان، وضعیت کاملاً دگرگون شده؛ به گونه ای که جامعه شیعی با تکیه بر ایدئولوژی اصیل خویش می تواند در مسیر تغییر وضعیت موجود و فراهم سازی شرایط جهانی برای ظهور مصلح موعود، حضرت مهدی (عج) اثرگذار اصلی باشد.

وی بیان کرد: پیروان اهل بیت (ع) چون رسالت تبیین و ترویج اندیشه انتظار و پایه ریزی حکومت جهانی مهدوی را بر عهده دارند، باید خودشان در این عرصه، پیشگام و آماده باشند و این آمادگی، مستلزم حضور اثربخش شیعه در عرصه های فکری، فرهنگی و سیاسی نظامی است، تا بتوانند در بسط و توسعه تفکر مهدویت در جهان، به رسالت خطیر و الاهی خویش عمل کنند. جامعه شیعی می تواند با ادراک صحیح ضرورت ها و اثرگذاری و مدیریت سازنده در عرصه جهانی، شرایط مساعد کنونی را به فرصتی گرانبها بدل کند و با تبیین جاذبه ها و ویژگی های نظریه مهدویت و حکومت عدل جهانی اسلام به عنوان جامع ترین الگوی نظام مطلوب، زمینه فراگیر شدن این اندیشه الاهی را در جهان فراهم، و توجه عمومی را به سمت ایده مهدویت و ظُهور، معطوف سازد.

مبلّغ شهرستان آمل یادآور گردید: در روایات، بر جایگاه و اهمیت تفکر شیعه در شکل گیری حکومت عدل جهانی مهدوی در دوران پیش و پس از ظهور، تأکید شده، چون جامعه شیعی، پیشگام نهضت جهانی امام مهدی (عج) است و در دوره انتظار، بار سنگین زمینه سازی و ایجاد آمادگی را بر عهده دارد، ازاین رو پس از ظهور نیز در استقرار و گسترش حکومت مهدوی سهم خواهد داشت. امام صادق (ع) به ابوبصیر فرمود: «طُوبیَ لِشِیعَةِ قَائِمِنَا المُنتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ فِی غَیبَتِهِ وَ المُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ أُولَئِکَ أولِیاءُ الله»؛ خوشا به حال شیعیان مهدی ما که در غیبت وی منتظر ظهور اویند و هنگام ظهور نیز فرمانبر امام خود هستند؛ آنان دوستان خدایند. برپایه این روایت، میان آمادگی در دوران انتظار با اطاعت در زمان ظهور، پیوند و هماهنگی وجود دارد. وارثان زمان ظهور، کسانی اند که در عصر انتظار زمینه سازان ظهور بوده اند، زیرا همان گونه که هنگامه ظهور، زمان اجرای احکام دینی و عملیاتی شدن برنامه ها و اهداف وحیانی اسلام در جامعه توحیدی است، دوره انتظار نیز عصر ایجاد استعداد و تمرین آمادگی جامعه شیعی و توسعه این آمادگی برای ورود به دوران ظهور و حاکمیت نظام مهدوی است.

وی گفت: در این عصر، مهم ترین مأموریت شیعیان و یاوران آن حضرت، پافشاری بر هویت دینی و مقابله با انحرافات و تأکید بر اجرای عدالت و ترویج و گسترش آن است. چنان که در زمان ظهور نیز مأموریت اصلی یاران آن حضرت، پاکسازی جامعه از فتنه، فساد و ظلم و جور و اجرای سیاست های عدالت محور امام (ع) است. حضرت حجّت آنان را به شرق و غرب جهان اعزام می کند، تا عدالت و قسط را به اجرا بگذارند: «یفرِّقُ المَهدِی اَصحَابَهُ فِی جَمِیعِ البُلدَان وَ یأمُرُهُم بِالعَدل وَ الاحسَان وَ یجعُلُهُم حُکّامًا فِی الأقَالِیم»؛ حضرت مهدی (عج) یارانش را به سراسر جهان اعزام می کند و آنان را به اجرای عدالت و نیکی با مردم امر می کند و فرمانروایان کشورها قرار می دهد.

کارشناس دینی تأکید کرد: رسالت شیعه در ایجاد آمادگی جهانی، از آن رو سنگین است که شیعه در پی دگرگونی و اصلاح نظام جهانی است و انجام دادن این رسالت خطیر بی حضور مؤثر در عرصه گفتمان جهانی و اثرگذاری جدّی در نگرش های عمومی، شدنی نیست. با تأمل در شرایط و اوضاع جهان امروز، می توان دریافت که بیش از هر زمان دیگر، زمینه های اثرگذاری این عقیده اسلامی و شیعی حکومت عدل جهانی، در افکار عمومی مردم دنیا آماده است. بی شک، اگر این باور آرمانی شیعه، به خوبی بر خردها عرضه گردد، از همه پوسته ها و مرزهای ساختگی عبور خواهد کرد و دل های حقیقت خواه را تسخیر، و نگاه های بشر کنونی را به سوی خود معطوف خواهد کرد، زیرا نگاه آمیخته با دغدغه و امید بشر معاصر به چشم انداز آینده تمدن بشری، تا اندازه بسیاری شرایط جهانی را برای ایجاد تحوّلی بنیادین مساعد کرده، چون از سویی، رشد چشمگیر تکنولوژی ارتباطات، امکان انتقال پیام را با سرعت فوق العاده ای در گستره جهانی آسان کرده و از سوی دیگر، روند جهانی شدن ایده ها، فرهنگ ها، دغدغه ها و نیازها زمینه رقابت تئوریک مکاتب و اندیشه ها را برای رسیدن به آرمان مورد انتظار بشر فراهم ساخته؛ همان آرمان دیرینی که پابه پای انسان تا پایان تاریخ، پیوسته با او همگام و همراه خواهد بود.

وی خاطرنشان کرد: روشن است که این روند تدریجاً بشر معاصر را به گزینش راه آینده و انتخاب نوع فرهنگی که به خلق تمدن آرمانی او انجامد، ناگزیر خواهد کرد. پذیرش این مسئله، در آغاز امر، ممکن است قدری دشوار به نظر برسد؛ امّا با تأمل در ادبیات و محتوای تئوری های مطرح در گفتمان معاصر، آسیب پذیری و شکنندگی این وضعیت و امکان ایجاد چرخشی بزرگ در افکار عمومی، به خوبی آشکار می شود. کافی است بشر کنونی به این باور برسد که همه خواسته ها و مقاصد دوردست او، حتی آنچه از آن به «منافع» یاد می کند و با چنگ و دندان دور آن حلقه زده، با راه و رسم دیگری به بهترین روش به دست می آید.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha